|
مشاهیر ایران و اسلام
|
||
زندگینامه :
میرزا ابوتراب، متخلص به غبار و تراب (مقـ 1143ق/1730م)، از پارسیسرایان هند در دورۀ عالمگیر.
پدرش، محمدعلی خان، از بزرگان اصفهان بود که پیش از تولد فرزندش و در زمان عالمگیر اول گورکانی (سل 1068-1118ق) بههند مهاجرت کرده بود (آرزو، 35؛ خلیل، 34؛ بهگوان داس، 42). تراب در همانجا بهدنیا آمد (آرزو، همانجا). او را از شاعران خوشفکر و دارای طبعی قوی بهشمار آوردهاند، چنانکه توانایی رقابت با شاعرانی مانند محمد اسحاق شوکت و میان ناصرعلی و نیز قدرت هجو میرزاجعفر عاشق را داشت (خوشگو، 3/ 218؛ اخلاص، 174-175؛ احمدعلیهاشمی، 4/173، 174). او با کسانی مانند شاهسعدالدوله گلشن و سراجالدین علیخان آرزو همنشین بود (آرزو، همانجا؛ خلیل، 34، 113). وی بعداً تخلص خود را از غبار به تراب تغییر داد (خوشگو، 3/ 218، 220).
تراب مدتها ساکن اکبرآباد بود، ولی بعدها همراه مبارزالملک سربلندخان، حاکم احمدآباد گجرات به آن دیار رفت (آرزو، 35) و در زمان عالمگیر، وقایعنگار حاکم گجرات شد (علی حسن خان، 229؛ احمدعلی هاشمی، 4/174). تراب در جنگی که میان مؤمنخان،حاکم گجرات، و مردم راجپوتیه درگرفت، کشته شد (خلیل، 34؛ قس: خوشگو، 3/220). آقابزرگ او را صاحب دیوان شعر میداند (9/785)، ولی منابع دیگر در این باب سکوت کردهاند.
نمونه شعر :
طفل بد خوی سرشک من نمی گیرد قرار
خواب و آسایش مگر در دامن محشر کند
*
منابع
------------------------------------------
- دایره المعارف بزرگ اسلامی ، مقاله " تراب اصفهانی " نوشته : فیروزه دارفانی.
- علی خان، مجمعالنفایس، به کوشش عابدرضا بیدار، پتنه، 1992م
- آقابزرگ، الذریعة
- احمدعلی هاشمی سندیلوی، مخزن الغرائب، به کوشش محمدباقر، لاهور، 1993م
- اخلاص، کشنچند، همیشه بهار، به کوشش وحید قریشی، کراچی، 1973م
- بهگوان داس هندی، سفینۀ هندی، به کوشش شاه محمد عطاءالرحمان کاکوی، پتنه، 1958م
- خلیل، علی ابراهیم، صحف ابراهیم، به کوشش عابدرضا بیدار، پتنه، 1978م
- خوشگو، بندر ابن داس، سفینه، به کوشش شاه محمد عطاءالرحمان کاکوی، پتنه، 1959م
- علی حسن خان، صبح گلشن، به کوشش محمد عبدالمجید، بهوپال، 1295ق.
- اعلام اصفهان ، سید مصلح الدین مهدوی ، به کوشش غلامرضا نصراللهی ، نسخه چاپ نشده .
- خزانه عامره ص
- گلزار جاویدان ج ۲ ص ۹۸۶.
ترابی بلخی، از شاعران اواسط سدۀ ۱۱ هجری است . او در روستای خواجه خیران بلخ زاده شد . برخی نیز زادگاه او را هرات دانسته و از اینرو، وی را ترابیهروی نیز خواندهاند
ترابی بعد از کسب برخی علوم، به شعر روی آورد و به دربار اکبرشاه (سل ۹۶۳ -۱۰۱۴ ه. ق. ) راه یافت و در دوران این پادشاه به شکوفایی رسید . برخی ترابی را شاعر «مُسلَّم الثبوت و استاد بی مثال عهدِ خویش» دانستهاند .
به گزارش تذکرهها، ترابی سراسر عمر خویش و یا بخشی از آن را بر سر مزاری در بلخ که به مرقد امیرالمؤمنین علی(ع) مشهور است، معتکف بود .
ترابی در ۱۰۳۵ ه. ق./ ۱۶۲۶ م به بخارا رفت و قصیدهای در ۴۹ بیت در مدح امامقلیخان، والی بلخ (حک ۱۰۲۰ - ۱۰۵۱ ه. ق. ) و معاصرشاه عباس دوم صفوی (سل ۱۰۵۲ - ۱۰۷۸ ه. ق.)، سرود و نزد وی تقرب یافت . مطربی سمرقندی او را در بلخ در ملازمت امام قلیخان ملاقات کرده، و فصاحت او را ستوده است. ترابی سرانجام در بلخ درگذشت
دیوانی منسوب به وی در دست است، ولی هیچ یک از ابیات و اشعاری که تذکرهنویسان در ذیل نام شاعران متخلص به ترابی آوردهاند، در آن یافت نمیشود ، اما از قصاید مدحیِ دیوان دربارۀ اکبرشاه و اشخاص معروف دربار او و نیز اشاره به زادگاه شاعر در یکی از قطعات مندرج در آن گمان میرود که اثر یاد شده، از آن او باشد. این دیوان مشتمل است بر غزلیاتی به ترتیب الفبایی و به تقلید از حافظ، قصاید و ترکیب بندهایی در مدح اکبرشاه که با نعت پیامبر(ص) آغاز میشوند و رباعیات و غزلیاتی که با خط نستعلیق عادی و بدون تاریخ در حواشی آن نوشته شده است .
ترابی یک مثنوی هم به نام لطیفة العذب در ۱۰۰۰ ه. ق. /۱۵۹۲ م. ، دربارۀ مکر زنان سروده است . این مثنوی با حمد، مناجات و... آغاز میشود و سپس با داستان در مکر زنان ادامه مییابد. شاعر در ابیات پایانی مثنوی به عنوان آن اشاره کرده است . ترابی قصیدهای نیز در ولایت حضرت علی(ع) سروده است
*
نمونه شعر :
به سنگ رخنه شد از بس گریستم بی تو
زنگ سخت ترم که من زیستم بی تو
منابع
--------------------------------------------
- دائره المعارف بزرگ اسلامی ج ض
- تذکره نصرآبادی صص ۴۴۰
- تذکره خزانه عامره ص ۲۴۴.
زندگینامه :
محمود تاجبخش موسیقیدان و نوازنده ویلن و سه تار ، در سال ۱۳۰۳ ه. ش. متولد شد. از سن ۸ سالگی نزد عموی خود «کریم تاجبخش» که از شاگردان «درویش خان» بود فراگیری سهتار را آغاز کرد. در دوران دبیرستان با ساز ویلن آشنا شد و به هنرستان موسیقی ملی راه یافت. او آموزش متُد ویلنِ «علینقی وزیری» را نزد «اسماعیل زرینفر» که مدرس و معاون هنرستان موسیقی شبانه بود، پی گرفت. وی در مدت کوتاهی توانست غیر از آموختن متد وزیری، تعدادی از قطعات اسماعیل زرین فر و همچنین ردیف «علی رضا چنگی» را که نوازندگان کمانچهبود، بنوازد.
در سال ۱۳۲۳ توسط اسماعیل زرین فر به «روحالله خالقی» معرفی شد. نوازندگی ویلن او بسیار مورد توجه روحالله خالقی قرار گرفت و از همان زمان، هفتهای یک روز در رادیو به نوازندگی میپرداخت. وی از اوایل سال ۱۳۲۳ به کلاس «ابوالحسن صبا» نیز راه یافت. مدتی هم از آموزشهای «مهدی برکشلی»، «لطفالله مفخم پایان»، «حسین یاحقی» و «حسین تهرانی» بهره برد. او همچنین نزد «موسی معروفی» ردیفهای موسیقی ایرانی را آموخت.
در فروردین ۱۳۳۳ به عنوان ریاست بانک کشاورزی ملایرمنصوب شد. در ملایر برای اولین بار با «احمد عبادی» آشنا شد. خود او در این باره مینویسد:«افتخار آشنایی و میهمانداری استاد عبادی سبب شد مجدداً به ساز سهتار روی آورم و بهطور جدی به تمرین و نوازندگی بپردازم.»
شیوه نوازندگی تاج بخش را نزدیکترین شیوه به نوازندگی احمد عبادی میدانند. «علی تجویدی» دربارهٔ نوازندگی او چنین گفتهاست: «آقای تاج بخش خود صاحب سبکی ویژه در نوازندگی سه تار میباشد که عصاره آموختههای خویش از استادان به نام زمان و تلفیق آن باحال و هوای خود برداشت خود از موسیقی ایرانی میباشد.»
او با موسیقیدانانی همچون غلامحسین بنان، علینقی وزیری، حسین قوامی و احمد ابراهیمی در ارکسترهای مختلف همکاری داشتهاست. وی جدا از فعالیتهای هنری، کارمند عالیرتبه بانک کشاورزی بود و سرپرستی و ریاست بانک کشاورزی در برخی شهرستانها از جمله منطقه گرگان،رشت، استانهای گیلان و اصفهان را بر عهده داشتهاست. او در سال ۱۳۵۴ از خدمات بانکی بازنشسته شد. وی دارایگواهینامه درجه یک هنری از شورای ارزشیابی هنرمندان کشور بود.
از جمله فعالیتهای هنری محمود تاجبخش به موارد زیر میتوان اشاره نمود:
ویلن نوازی در ارکسترهایی نظیر: ارکستر انجمن موسیقی ملی، ارکستر شماره ۱ رادیو، ارکستر شماره ۴ (هنرهای زیبای سنتی)، ارکستر شماره ۱ هنرهای زیبا، تدریس سهتار در هنرستان موسیقی ملی و مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ایران، تدریس ویلن در هنرستان موسیقی ملی و هنرستان آزاد موسیقی به مدیریت محمدعلی امیر جاهد، معاونت سازمان برنامههای موسیقی ایرانی در تالار رودکی، تأسیس یک کلاس موسیقی به نام «ترانه» در سال ۱۳۲۶ (استادان این کلاس ظاهراً این هنرمندان بودهاند: جواد بدیعزاده(آواز)، حسین تهرانی (تمبک)، حسینعلی وزیریتبار (قره نی)، حسین صبا (سنتور)، نصرالله زرینپنجه (تار) و…)، عضویت در شورای موسیقی صدا وسیما
محمود تاجبخش در تاریخ ۲۷ خرداد سال ۱۳۷۸ ه. ش در سن ۷۵ سالگی درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.
آثار :
ابی محمد صالح ابن محمدبن نصربن محمدبن عیسی بن موسی بن عبداﷲ ترمذی ، مکنی به ابی محمد. از محدثان عامه است. خطیب گوید: وی بقصد حج به بغداد آمد و بدانجا از حمدان بن ذی النون و قاسم بن عباد ترمذی حدیث کرد و از وی ابوالحسن بن خلال مقری روایت کند.
عسقلانی در لسان المیزان گوید: وی از محمدبن مروان سدی و جز او روایت کند و متهم و ساقط است. ابن حبان گوید: صالح بن عبداﷲ ترمذی صاحب فضل و سنت است. و او جز صالح بن محمد ترمذی است که مردی دجال و از مرجئة و جهمیة میباشد و در ضعفاء گوید: حدیثهای او روا نیست ، چه او شرب خمر را مباح می دانست و آن را می فروخت. و او رشوت داد تا به قضاوت ترمذ منصوب گشت و هرکه را که میگفت ایمان قول و عمل است تأدیب میکرد، چندانکه یکی از مردان نیکوکار را گرفت و ریسمان به گردن انداخت و بگردانید. حمدی در مکه در حال قنوت وی را نفرین میکرد و هرگاه که اسحاق بن راهویه او را به یاد می آورد از جرأت وی بر خدا میگریست. سلیمانی گوید: وی منکرالحدیث و قائل به خلق قرآن است.
ابوعون عصام بن حسین را درباره او قصیده ای طولانی است که از آنجمله است :
تقضی بشرق الارض شیخ مفتن
له فخم فی الصالحین اذا ذکر
أناف علی السبعین لادرّ دره
و عجله ربی الجلیل الی سقر
محلته لایبعد اﷲ غیره
محلة جهم عند ملتطم النهر
علی شط جیحون بترمذ قاضیاً
مرمّی بالوان الفضایح و القذر.
واو در همین قصیده صالح بن عبداﷲ ترمذی را ستوده است.( چلبی در کشف الظنون ذیل التفسیر الصالحی گوید: او راست : «التفسیر الصالحی » که آن را از ابن عباس روایت کند و در آن بیش از چهار هزار حدیث آورده است.
*
منابع
----------------------------------------------
- لغت نامه دهخدا ج ص
- لسان المیزان ج۳ ص ۱۷۶
- تاریخ بغداد ج۹ ص ۳۳۰
- کشف الظنون
ابوالعلاء ابراهیم بن محمد تایابادی ( تایبادی) از دانشمندان خراسان در قرن ششم هجری است. در خراسان به تدریس فقه و حدیث می پرداخت. او فقیه و پیشوای کرامیة بود. حافظ ابوالقاسم علی بن الحسن بن هبةاﷲ دمشقی معروف به " ابن عساکر " و دیگران از وی روایت کرده اند. ابوالعلا تایابادی تا سال ۵۳۰ ه. ق. زنده بود و تاریخ درگذشت او روشن نیست.
منابع
------------------------------------
- معجم البلدان ج 2 ص 357 .
-لغت نامه دهخدا ج۴ ص ۶۳۰۹.
محمد تبریزی فرزند عبدالحی از خوشنویسان قرن هشتم و اوایل قرن نهم هجری است. وی خطوط نسخ و ثلث و رقاع را خوش می نوشته و قطعات خوشنویسی به خط او موجود است. از جمله در کتابخانه توپقاپوسرای ترکیه در مرقع مالک قطعه ای از او که در ماه رمضان 806 ه. ق. کتابت شده وجود دارد.
منابع
-------------------------------------------------------
- احوال و آثار خوشنویسان ج 4 ص 1152
آسمان اختر دانش رضی الدین تو را
هست کمتر ذرّه ٔ خورپیش خورشید ضمیر
براثیر افتاد شعر آبدارت را گذار
زآن اثر دیریی است تا باران فرو بارد اثیر
وقت مولود تو آمد این ندا از جبرئیل
ابشروا یا اهل نیشابور اذا جاء البشیر
تیر را برج کمان پر تاب کردی از سپهر
گر ز طبعت همچو شاگردان نبردی تیر تیر
منابع
--------------------------------------------
- مجمع الفصحا
- لغت نامه دهخدا ج4 ص 6143
محمد صادق بن محمد یوسف تنکابنی از فضلا و بزرگان قرن دوازدهم هجری است. او جلد دوم کتاب " من لا یحضره الفقیه " شیخ صدوق را به خط نسخ در اوایل ماه ربیع الثانی سال 1115 ه. ق. کتابت کرده است. این نسخه به شماره ی 27 در کتابخانه مدرسه امام صادق ( ع ) در چالوس نگهداری می شود.
منابع
-------------------------------------------------
- فهرست نسخه های خطی مدرسه امام صادق ( ع ) چالوس ص 160 .
حیدر علی تفرشی از خوشنویسان دوره قاجاریه است. خطوط نستعلیق و شکسته نستعلیق را خوب می نوشت و در تهران ساکن بود. او نسخه ای از " دیوان نور علیشاه را کتابت نموده که به شماره 61947 در کتابخانه فرهنگستان زبان و ادب فارسی در تهران وجود دارد.
منابع
--------------------------------
- فهرست نسخه های خطی کتابخانه فرهنگستان زبان و ادب فارسی ص 31
ملّا محمّد باقر بن علی تبریزی، از علماء قرن دوازدهم هجری است. در اصفهان ساکن بوده و در تاریخ سه شنبه 20 ربیع الاول سال 1159ق جهت ملّا محمّد سعید بن ملّا ابراهیم گیلانی اجازه مرقوم داشته است.
اجازه قبل از مشیخه نسخه ای از «من لا یحضره الفقیه» است که ملّا محمّد سعید آن را در سال 1101 کتابت نموده است.
نسخه در کتابخانه آیت اللَّه مرعشی در قم به شماره 2726 موجود است . ُ
منابع
-------------------------------------------
- فهرست مرعشی، ج7، ص289؛
- تراجم الرجال، ج2، ص596.
بایزید بن ابراهیم تبریزی از خوشنویسان هنرمند قرن نهم هجری است. خط نسخ را خوش می نوشته است. وی نسخه ای از مثنوی معنوی را در سال 851 ه. ق. به خط نسخ کتابت نموده است. این نسخه در کتابخانه آیت الله صدوقی در یزد موجود است.
منابع
-----------------------------------------------------------
- فهرست نسخه های خطی کتابخانه صدوقی یزدی ص62
زندگینامه
دکتر سيّد غلامرضا تهامي فرزند آیتالله سیدحسن تهامی بیرجندی ( از شاگردان میرزا حسین نائینی ) مؤلف، مترجم و ویراستار معاصر در سال 1310 ه. ش. در شهر بيرجند ديده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاه خودش گذراند و پس از آن در سال 1331 وارد دانشکدۀ حقوق دانشگاه تهران شد و تحصیلات خود را تا مقطع دکتری در همین زمینه ادامه داد.
او در اوایل دهه 1330 همکاری خود را با «مجله ایران ما» آغاز کرد. پس از بازنشستگی از مشاغل رسمی، در سال 1365، بار دیگر به ترجمه، تحقیق و ویراستاری - که از علایق او بود - روی آورد.
سید غلامرضا تهامی تا اوایل دهۀ 40 ویرایش بیش از 20 عنوان از کتابهای «بنگاه ترجمه و نشر کتاب» را برعهده داشت. از جمله برخی ترجمه های استاد بدیع الزمان فروزان فر.
کتاب ها :
1-فرهنگ اعلام تاریخ اسلام در دو مجلد با 28 هزار مدخل و بیش از شش هزار صفحه از سوی شرکت سهامی انتشار، در اسفند 1385 منتشر شد. این کتاب به عنوان اولین کتاب مرجع در این زمینه به زبان فارسی، در سال 1386به عنوان کتاب سال جمهوری اسلامی ایران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزیده شد.
2- باروی قفقاز
3- دو قرن مبارزه مسلمانان قفقاز (ترجمه)
4- بحران فرهنگ اسلامی(ترجمه)
5- چین و هنرهای اسلامی (ترجمه)
6- سیاست و دیانت در اسراییل (ترجمه)
7- مسايل هنر و زيباييشناسي (ترجمه)
8- نگارگری اسلامی (ترجمه)
او همچنین ویرایش و نمونه خوانی برخی از آثار مرکز پژوهشی میراث مکتوب را بر عهده داشته است
محمدحسین رجبی دوانی پژوهشگر تاریخ اسلام ( فرزند آیت الله شیخ علی دوانی ) داماد اوست..
دکتر تهامی، در شامگاه جمعه 9 آبان 1393 ه. ش. در سن 83 سالگی در اثر ایست قلبی در بیمارستان شهدای تجریش در تهران درگذشت.
منابع
-----------------------------------------
- پایگاه اطلاع رسانی مرکز نشر میراث مکتوب
ابو جعفر محمد بن غالب بن حرب ضبی بصری تمار از محدثین اهل سنت در قرن سوم هجری است.او از ابونعیم و عفان حدیث نقل کرده و در سال 283 ه. ق. در بغداد از دنیا رفته است.
منابع
-------------------------------------
- ریحانه الادب ج1 ص349
- شدالازار ص40
- الکنی و الالقاب ج2 ص123
- معجم المولفین ج11 ص110
- فرهنگ بزرگان اسلام و ایران ص562
زندگینامه
دكتر حاج سيّد احمد تويسركانى فرزند عالم جليل، حاج سيّد محمّد باقر تويسركانى در سال 1314 ه. ش. در اصفهان متولّد شد، و تحصيلات حوزوى را نزد پدر خود آغاز نمود.
سپس نزد مدرّسين عالىقدرى همچون سيد احمد مقدّس، شيخ محمّد على عالم حبيبآبادى، شيخ حيدر على صلواتى، شيخ عبّاسعلى اديب حبيبآبادى، ملاّ هاشم جنّتى، شيخ على قديرى، حاج ميرزا رضا كلباسى، شيخ محمود مفيد، شيخ مرتضى اردكانى، حاج شيخ محمّد حسن عالم نجفآبادى، شيخ احمد فيّاض و مير سيّد على علاّمه فانى به تحصيل پرداخت، و در تهران نيز نزد استاد جواد مصلح به فراگيرى علوم اسلامى مشغول شد.
از سال 1333 تا 1341 در دانشكدۀ معقول و منقول دانشگاه تهران به تحصيل مشغول شد. ابتدا در رشتۀ معقول و منقول، ليسانس و سپس دكترا دريافت نمود.
او سالها در دانشگاههاى اصفهان به تدريس فلسفه و كلام مشغول بوده است و تلاش ارزندهاى جهت تصحيح و احياى متون كلامى انجام داده است.
وی در روز ۴ بهمن ۱۳۹۸ ه ش درگذشت و در قطعه نام آوران باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد.
کتاب ها
1. الرّسائل المختاره، شامل چند رساله از ملاّ جلال الدّين دوانى كه به همراه رسالۀ امانت الهيّۀ ميرداماد توسّط او تصحيح شده، و به چاپ رسيده است
2. سبع رسائل، شامل معرّفى حواشى و شروح بر تجريد الاعتقاد خواجه نصير الدّين طوسى و ابطال الزّمان الموهوم تأليف ملاّ اسماعيل خواجويى، به همراه پنج رساله از تأليفات ملاّ جلال الدّين دوانى: اثبات الواجب القديم، اثبات واجب الجديد، الزّوراء و دو شرح مختصر و مفصّل از خود دوانى
3. تصحيح رسالۀ غنا تأليف ميرزا عبد الغفّار تويسركانى
4. ثلاث رسائل كه شامل سه رساله از ملاّ جلال دوانى: تفسير سورۀ كافرون، شرح هياكل النّور سهروردى و شرح بر انموذج العلم
5. رسالۀ وقف تأليف حاج سيّد محمّد باقر حجّت الاسلام شفتى
از دکتر تویسرکانی مقالات بسیاری در نشریه های معتبر همچون مشکوه و مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان و مجله وقف میراث جاویدانبه چاپ رسیده است .
منابع
-فصلنامۀ وقف ميراث جاويدان، پاييز و زمستان 1376، ص 48،
- اعلام اصفهان ج1 ص389

استاد تاروردی طی سالهای 30 تا 50 هجری شمسی به عنوان استاد رشته سفال در هنرستان هنرهای زیبای میرک تبریز به تدریس سفال پرداخت.
زمانیکه استاد حسین کاظمی، از نقاشان بنام و صاحب سبک ایران به ریاست هنرستان میرک رسید، همکاری دو چهره ی سرشناس هنری، به پیدایش عصر طلایی سفالگری مدرن مکتب تبریز منجر شد. ایده های ناب و طراحی های استاد کاظمی به همراه ظرافت های هنری استاد تاروردی منجر به پیدایش سبک جدیدی از مکتب سفال تبریز گردید. آثار هنری استاد تاروردی با رویکردی نوین و گذر از شیوه های سنتی، طرح های کهن ایرانی را با سفال معاصر جهان تلفیق و طی دهه ی 40 سبک جدیدی در مکتب سفالگری تبریز پدید آورد. او مبدع چندین سبک جدید در هنر سفالگری بود که ساخت احجام بزرگ چرخ کاری شده با لعاب اوپَک و طرح های مدرن در دهه ۶۰ یکی از چندین سبک ابداعی توسط استاد به شمار می رود.
استاد تاروردی به عنوان استاد کارگاه سفال اداره میراث فرهنگی وکارگاه سفال موزه آذربایجان تا اواخر دهه ی 70 به فعالیت مشغول بود و ساخت اولین سفال مشبک و قوچ و گاو سفالی در کارگاه سفال موزه آذربایجان از جمله دستاوردهای این دوران بود که هم اکنون در گنجینه ی موزه ی مرکزی تبریز موجود است.
اغلب اساتید سفال تبریز دنباله روی روشهای سنتی مکتب تبریز بودند این درحالی است که مرحوم تاروردی انقلابی نوین در سفالگری مکتب تبریز ایجاد کرد.
استاد تاروردی دو پسر باقی مانده که هردوی آنها شغل پدر را دنبال کرده و از سفالگران نامی تبریز به شمار می آیند و هنرمندان برجسته ای چون هنرمندان ارزشمندی چون دکتر ابوالفضل عبداللهی، جمال سوزنده، مجید چتروز از شاگردان او هستند.
سرانجام در سن 85 سالگی بر اثر کهولت سن در روز 17 مرداد 1395 ه. ش. در بیمارستان شمس تبریز درگذشت. و پس از تشییع در قطعه هنرمندان آرامستان وادی رحمت تبریز به خاک سپرده شد.
منابع
---------------------------------------------
- سایت اینترنتی نصر : 18 مرداد 1395
- سایت اینترنتی شرفه : 18 مرداد 1395
ملاّ علیرضا اردکانی شیرازی متخلّص به «تجلّی» فرزند ملاّ کمال الدّین حسین، عالم فاضل زاهد و شاعر ادیب دانشمند از فضلاء و ادبای قرن یازدهم هجری.
در اردکان فارس متولّد شده و در جوانی جهت تحصیل به اصفهان آمد و از درس جمعی از دانشمندان آنجا خصوصا آقا حسین خوانساری بهره گرفت. آنگاه به هندوستان رفته و به تعلیم ابراهیم خان فرزند علیمردان خان مشغول شد. سپس به اصفهان مراجعت نموده و به تدریس و تألیف مشغول شد و مورد توجّه شاه عباس ثانی واقع شده و تدریس مدرسه والده و سیورغال محلّی از محال اردکان در سال 1072ق به او واگذار شد. در زمان شاه سلیمان نیز مورد توجّه و در یکی از سفرهای شاه در رکاب او بود.
در اواخر عمر از تدریس کناره گرفته و عازم سفر حج شد و سپس به شیراز رفته و در سال 1085ق در آنجا وفات یافت. در نظم و نثر دستی توانا داشته و منشآتی از خود به جا گذاشته و قصیده و غزل و رباعی را نیکو می گفته و به قول برخی از تراجم نویسان
شاعری فضائل و کمالات علمی او را تحت الشّعاع قرار داده بود. او در علوم عقلی و نقلی خصوصا حکمت، منطق، فقه و اصول، کلام و ادبیات فارسی و عربی مهارت داشته و با دانشمندان و ادبای عهد مراوده و مباحثه داشته است.
کتب زیر از اوست:
1. «رساله در امامت»
2. «تفسیر سلیمانی» در تفسیر قرآن مجید به فارسی، که برای شاه سلیمان صفوی نوشته و در کتابخانه دکتر اصغر مهدوی در تهران وجود داشته است.
3. «ترجمه سلطانی» در ترجمه قرآن مجید که در سال 1084ق برای شاه سلیمان تألیف شده و نسخه ای از آن در دارالکتب قاهره موجود است.
4. «حاشیه علی حاشیه علی تهذیب المنطق»، این «حاشیه» را بر «حاشیه» ملاّ عبداللّه یزدی بر «تهذیب» نگاشته و نسخه های فراوانی در کتابخانه های مختلف از این «حاشیه» موجود است. در برخی چاپ های سنگی «حاشیه ملاّ عبداللّه» این «حاشیه» نیز به طبع رسیده است. این حاشیه را هنگام تدریس برای ابراهیم خان در هندوستان نوشته است
.5. «دیوان تجلّی» که نسخه ای از آن ضمن مجموعه شماره 191 کتابخانه مجلس شورای اسلامی در تهران موجود است. کاتب این مجموعه علینقی بن عبدالقادر و مورّخ به سال 1108ق است. در این نسخه «مثنوی معراج الخیال» او هم آمده است. نسخه دیگری نیز به شماره 290 در کتابخانه مدرسه چهلستون مسجد جامع تهران موجود است که در سال 1100ق به خط شکسته نستعلیق نوشته شده و نام کاتب معلوم نیست.
6. «صلاه الجمعه» که آن را به فارسی برای شاه سلیمان صفوی نوشته و چون خود معتقد به حرمت اقامه نماز جمعه در عصر غیبت بوده، در آن، کتاب «صلاه الجمعه» ملاّ محمّدباقر سبزواری را که معتقد به وجوب عینی نماز جمعه در عصر غیبت بوده را رد کرده است. نسخه ای از این کتاب که در سال 1082ق کتابت شده در کتابخانه مدرسه جعفریه قائن و نسخه عکسی آن در مرکز احیاء میراث اسلامی در قم موجود است. نسخه دیگری از آن به به شماره 4659 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.
7. «رد بر رساله صلاه الجمعه» ملاّ محمّدفاضل سراب تنکابنی که به وجوب عینی اقامه نمازجمعه در عصر غیبت معتقد بوده است. این رساله هم در مجموعه 4659 کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.
8. «ترجمه و شرح عهدنامه مالک اشتر»
9. «سفینه النّجاه» در اصول دین و خصوصا اثبات امامت مشتمل بر سه مقام و یک خاتمه، به فارسی که در روز 7 ربیع الثّانی 1067ق آن را در هنگام اقامت در هند تألیف کرده است. از این کتاب نسخه های فراوانی موجود است که اغلب تاریخ کتابت آنها معلوم نیست. یکی از نسخه های نزدیک به زمان مؤلف و شاید زمان حیات او، نسخه شماره 378 کتابخانه آستانه حضرت معصومه (سلام اللّه علیها) در قم است که فاقد نام کاتب و تاریخ کتابت است اما مالک آن «عبدالملک بن محمّدابراهیم بواناتی» معاصر موّلف است.
10. «معراج الخیال» که مثنوی عرفانی است. از بین نسخه های فراوانی که در کتابخانه ها از این منظومه موجود است، نسخه کتابخانه مجلس شورای اسلامی که ضمن جنگ 14183 و به عنوان پانزدهمین رساله آن محسوب می شود و در سال 1079ق به دست نظر علی بن امیرعلی تبریزی کتابت شده از اقدم نُسخ «معراج الخیال» به شمار می رود.
11. «منشآت» که قسمتی از آن در کتب «مجمع الافکار» آمده و به شماره 14209 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.
این رباعی از اوست:
آن را که منزّه نبود ذات و صفات از درس کلام و حکمتش نیست نجات
در طبع بَدان به جهل بر می گردد علم در طینت مار سم شود آب حیات
منابع
------------------------------------------------
- اعلام اصفهان ج4
- تذکره نصرآبادی، ج1، صص 242-244؛
- قصص الخاقانی، ج2، صص 94 و 95؛
- ریاض العلماء، ج4، صص 95 و 96؛
- تذکره روز روشن، ص147؛
- تذکره شمع انجمن، صص 154 و 155؛
- تذکره آتشکده، (نیمه دوم) ، ص125؛
- تذکره نتایج الافکار، صص 126-128؛
- تذکره شعرای یزد، ص108؛
- ریحانه الادب، ج1، ص328؛
- لغت نامه دهخدا: ذیل «تجلی»، ص397
محمّد رضا بن محمّد مقیم تبریزی عباس آبادی، از خوشنویسان هنرمند قرن یازدهم و اوایل قرن دوازدهم هجری است. در خط نستعلیق نزد ابوتراب اصفهانی مشق کرد و در اصفهان به کتابت مشغول شد. او در ماه رجب 1089ق به دستور شاه سلیمان نسخه ای ناتمام از «جامع الحکایات» را که نورالدّین محمّد لاهیجانی آنرا کتابت کرده و موفق به اتمام آن نشده بود را کتابت کرده و به پایان رساند که در کتابخانه سلطنتی سابق موجود است.
او برادر شاعر و خوشنویس هنرمند میر سیّد علی خان جواهر رقم است. محمّد رضا در خوشنویسی از سرآمدان عصر خویش و در صفای نیت و تهذیب اخلاق و حسن خلق کم نظیر بود. او در سال 1118ق در اصفهان وفات یافته و در مزار بابا رکن الدّین (تخت فولاد) اصفهان مدفون شد.
منابع
------------------------------------------------
- احوال و آثار خوشنویسان، ج3، ص725.
ابوالقاسم علي بن محمد بن ابوالفهم داود تنوخي بغدادی عالم، فقیه اديب و شاعر مشهور قرن چهارم هجري است او در سال 278 ه. ق. در شهر انطاكيه در شرق تركيهي امروزي به دنيا آمد. در دوران جواني به بغداد رفت و در آنجا به فراگیری علوم زمانه ی خویش مشغول شد. . وی در علوم نحو، لغت، هندسه و ادبيات، از مشاهير عصر خود به شمار ميرفت. وي پس از بغداد به بصره رفت و به كار قضاوت پرداخت و به قاضي تنوخي شهرت يافت. تنوخی نزد سیف الدوله حمدانی محترم بود و در مدح سیف الدوله اشعاری سرود. وی از جمله کسانی است که در رد اشعار ابن معتز دال بر برتری بنی عباس بر اهل بیت نبوت (ع) جوابیه سروده است.
او علاوه بر كسب مراتب علمي، از بياني شيوا نيز برخوردار بود و به همين جهت در ميان بزرگان عراق به عنوان سخنوري برتر شهرت پيدا كرد. تنوخي در اصول معتزلی و در فقه حنفی بود .
مهمترین تالیفات او عبارتند از :
1- کتاب العروض
2- علم القوافی
3- دیوان اشعار-
وی در روز هفتم ربیع الاول 342 ه. ق. در بصره وفات یافت.
منابع
---------------------------------------------
-الاعلام ج5 ص142
- ریحانه الادب ج1 ص353
- معجم المولفین ج7 ص196
- الکنی و الالقاب ج2 ص123
.
|
|